![]() |
![]() |
|
يعني بايد باور کنم ديگه نيستي ؟ يعني بايد باور کنم؟ چه جوري ميتونم اون همه خاطراتتو يه شبه پرپر کنم يکي دو روز نيست ، آخه صحبت يه عمره که دارم براي تو ميميرم ميدونم محاله بدون تو نميتونم يه لحظه رو سر کنم مگه فکر کردي من بازيچم که يه روز ميگي دوستم داري و فرداش ميري آخه چه جوري باورکنم رفتن تو برام مرگه بدون تو نميتونم بگو کي اومد بجاي من افتادم از چشماي تو نگو لايق تو نبودم يعني بايد باور کنم ديگه نيستي ؟ يعني بايد باور کنم؟
|
|
+ نوشته شده در
ساعت 23:25 توسط یاسین |
|
عاشق نبودی تو من عاشقت بود در قبله گاه عشق بودی تو معبودم آرام و آسوده در خواب خوش بودی یک لحظه من بی تو هرگز نیاسودم من با نفسهایم نام تو را خواندم روزی که میگفتی من با تو میمانم روزی که دانستی من بی تو ممیرم روزی که با عشقت بستی به زنجیرم بازنده من بودم ، این بوده تقدیرم خوش باوری بودم پیش نگاه تو هر دم زه چشمانت خواندم کلامی نو عشق تو چون برگی در دست طوفان بود دل کندن و رفتن پیش تو آسان بود روزی به من گفتی دیگر نمیمانم گفتم که میمیرم ، گفتی که میدانم باور نمیکردم ، هرگز جدایی را آن آمدن با عشق ، این بی وفایی را عاشق نبودی تو من عاشقت بود |
|
+ نوشته شده در
ساعت 1:30 توسط یاسین |
|
ميدوني که بي تو ميميرم نباشي اگه با کسه ديگه اي آشناشي من جز تو که ديگه کسي رو ندارم ميميرم اگه يه روز از من جدا شي توی دستهاي عاشق تو جون ميگيره آرزوهاي من واسه چشماي ناز تو ميميره چه آسون چشماي من بي تو ميميرم .. ميدوني يا نه .. مال من باشي .. ميتوني يا نه .. بي تو ميميرم .. ميدوني که بي تو ميميرم
ميدوني که براي تو من بيقرارم فکري بجز چشماي خيست ندارم تو مثل خورشيد ميموني واسه من نباشي ، سياه ميشه روزگارم عاشق بودي که ببيني چي کشيدم از اين تنهايي نميدوني تو که چقدر سخت برام بي تو فردايي واسه قلب من ميموني يا نه بي تو ميميرم ميدوني يا نه بي تو ميميرم ميدوني که بي تو ميميرم
انت ايه؟
انت ايه؟ دموعي حبيبي تهون عليك
مش حرام؟
|
|
+ نوشته شده در
ساعت 13:43 توسط یاسین |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
| نوشته های پیشین |
|
اسفند 1387 آذر 1387 مرداد 1387 فروردین 1387 بهمن 1386 آبان 1386 شهریور 1386 تیر 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 آذر 1385 مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 |
|
RSS
|