![]() |
![]() |
|
لحظه در لحظه به تو عادت کرده بودم ای به من نزدیکترازمن ای حضورم از تو تازه ای نگاهم از تو روشن به تو عادت کرده بودم مثل گلبرگی به شـــبنم مثل عاشقی به غربت مثل مجروحی به مرحم لحظه درلحظه عذابه لحظه های منِ بی تو تجربه کــردن مرگـه زند گـی کردن بی تو من که در گریزم از من به تو عادت کرده بودم از سکوت و گریه شب به تو هجرت کرده بودم با گل و سنگ وستاره از توصحبت کرده بودم خلوت خاطره هام رو با تو قسمت کرده بودم لحظه درلحظه عذابه لحظه های منِ بی تو تجربه کــردن مرگـه زند گــی کردن بی تو خونه لبریز سکوته خونه از خاطره خالی من پر از میل زوالم عشقه من تو در چه حالی عشقه من تو در چه حالی
|
|
+ نوشته شده در
ساعت 20:1 توسط یاسین |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
| نوشته های پیشین |
|
اسفند 1387 آذر 1387 مرداد 1387 فروردین 1387 بهمن 1386 آبان 1386 شهریور 1386 تیر 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 آذر 1385 مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 |
|
RSS
|