![]() |
![]() |
|
|
کاش مي شد عشق را تفسير کرد خواب چشمان تو را تعبير کرد کاش مي شد همچون گلها ساده بود سادگي را با تو عالم گير کرد کاش ميشد در خراب آباد دل خانه احساس را تعمير کرد کاش ميشد در حريم سينه ها عشق را با وسعتش تکثير کرد
If it should happen that your dreams Are shattered Don’t be afraid Have the courage to pick the pieces And smile at the world For dreams that are easily shattered Can just as easily be rebuilt
اگر روياهايت در هم شكستند نگران نباش جرات داشته باش،تكه ها را بردار و به دنيا لبخند بزن چون روياهايي كه به اين راحتي شكستند مي شود به همان راحتي انها را از نو ساخت
من از بي تو بودن به ياد تو زيستن و تنها از خاطرات گذشته تغذيه کردن مي ترسم. اي بهار زندگي ام اکنون که قلبم مالا مال از غم زندگيست اکنون که باهايم توان راه رفتن ندارد برگرد باز هم به من ببخش احساس دوست داشتن جاودانه را باز هم آغوش گرمت را به سويم بگشا باز هم شانه هايت را مرحمي برايم قرار بده. بگزار در آغوشت آرامش را به دست آورم بدان که قلب من هم شکسته بدان که روحم از همه دردها خسته شده. اين را بدان که با آمدنت غم براي هميشه من را ترک خواهد کرد. بس برگرد که من به اميد ديدار تو زنده ام
|
|
+ نوشته شده در
ساعت 13:27 توسط یاسین |
|
|
خدايا سه عشق مي خواهم: 1)عشق به خودت 2)عشق به کساني که تو را دوست دارد 3)عشق به هر عملي که مرا به تو مربوط مي سازد ديروز آفتاب چشمانت شوق زيستن را در من زنده کرد امروز خورشيد نگاهت در امتداد ساحل خاطره ها غروب غم انگيز دارد فردا از آن همه روشنايي کور سويي باي نخواهد ماند ![]() آنگاه که تو نباشي خورشيد نخواهد درخشيد ستارگان خاموش مي شوند گل ها پر پر مي شوند پرندگان آواز سر نخواهند داد و قلبها مي ميرند ووقتي قلبها مردند منم خواهم مرد عشق يعني دو نگاه غريب عشق يعني تکيه گاه غربت عشق يعني پايان تنهايي عشق يعني ايستگاه محبت عشق يعني ساحل شادي با هر چه عشق نام تو را ميتوان نوشت با هر چه رود نام تو را ميتوان سرود بيم از حصار نيست که هر قفل بسته را با دستهاي روشن تو ميتوان گشود پاييز را دوست دارم چون فصل غم است غم را دوست دارم چون حرف دل است دل را دوست دارم چون مخزن عشق است عشق را دوست دارم چون مرا زنده کرده است و تو را توي قلب من جاي داده است ![]() ميگي عاشق باروني اما وقتي بارون مياد چتر ميگري بالا سرت ميگي عاشق برفي اما طاقت بک گلوله بر رو نداري ميگي عاشق پرنده هايي اما اونا رو ميزاري تو قفس ميگي عاشق گلهايي اما اونا رو خيلي راحت از شاخه جدا ميکني پس چطوري انتظار داري نترسم وقتي ميگي عاشقمي ![]() آنکه دائم هوس سوختن ما ميکرد کاش مي آمد و از دور تماشا ميکرد
|
|
+ نوشته شده در
ساعت 13:11 توسط یاسین |
|
|
(( بنام شقايق هاي وحشي و گلهاي اسير گلدان )) اگر دريا به ساحلش ،اگر آسمان به ابرهايش، اگر ابرها به رعد و برقش، اگر يوسف به زليخاه، اگر ليلي به مجنون ،اگر من به تو ،اگر آسمان به زمين برسد هيچ نمي تواند مرا از تو جدا کند اسمتو گذاشتم گل ترسيدم پژمرده بشي گذاشتم خورشيد ترسيدم غروب کني گذاشتم جونم که اگه خدايي نکرده رفتي منم برم اي کا ش خدا سه چيز را نمي آفريد: عشق غرور دروغ تا به خاطر عشق از روي غرور دروغ نگيم اگر روزي هزار نفر دلشون برات تنگ بشه بدون اوليش منم اگر صد نفر دلشون تنگ شد مطمئن باش اوليش منم اگر ده نفر دلشون برات تنگ شده حتما اوليش منم اگر هيچ کس دلش برات تنگ نشد شک نکن من مُردم دنبال نگاهها نرو چون مي تونن گولت بزنن دنبال دارايي ها نرو چون کم کم افول مي کنند دنبال کسي باش که باعث بشه لبخند بزني چون فقط با يک لبخند ميشه روز تيره ات را روشن کني کسي را پيدا کن که تو را شادکنه
|
|
+ نوشته شده در
ساعت 12:35 توسط یاسین |
|
|
تو رو مي خوام ... تو رو می خوام با تو شبام پر ستارس ، فصل تولدي دوبارس دوست دارمت واسه هميشه ، هيچ کسي مثل تو نميشه وقتي که ميگي اينجا بمون ، پر ميکشم تا به آسمون از خوشي پر ميشه قلبامون ، غم ميره از دل و دنيامون واي بگو عشقو از توي چشام ، از شب قصه ها بگو برام گرمي دستاي تو رو مي خوام ، تو رو مي خوام ، تو رو مي خوام ، تو رو مي خوام واي اگه گم بشي پيدا نشي ، از خودم از دلم جدا بشي شب بشه روز بشه تو نباشي ، تو رو مي خوام ، تو رو مي خوام ، تو رو مي خوام دستاي توي ساحل عشقه ، دنياي من با تو بهشته انگاري يکي ميون قلبم ، اسم قشنگتو نوشته خنده تو چه عاشقونس ، بوسه تو چه بي بهونس ديدن تو مثل يه روياس ، فرصت شادي و تولد گرمي دستاي تو رو مي خوام تو رو مي خوام ، تو رو مي خوام ، تو رو مي خوام
|
|
+ نوشته شده در
ساعت 17:27 توسط یاسین |
|
|
به کودکي گفـتند عشـق چيست ؟ گفت بازي. به نوجواني گفتند عشق چيست؟ گفت رفيق بازي. به جواني گفتنــد عشق چيست ؟ گفت پول و ثروت. به پيرمردي گفتند عشق چيست ؟ گفت عمر. به عاشقي گفــتنـد عشق چيسـت ؟ چيزي نگفت آهي کشيد و سخت گريست. *************** از آتش پرسيدم محبت چيست؟ گفت از من سوزانتر است از گل پرسيدم محبت چيست؟ گفت از من زيباتر است از شمع پرسيدم محبت چيست؟ گفت از من عاشق تر است. از خودش پرسيدم تو کيستي؟ گفت نگاهي بيش نيستم
|
|
+ نوشته شده در
ساعت 19:24 توسط یاسین |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
| نوشته های پیشین |
|
اسفند 1387 آذر 1387 مرداد 1387 فروردین 1387 بهمن 1386 آبان 1386 شهریور 1386 تیر 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 آذر 1385 مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 |
|
RSS
|